کتابخانه عمومی شهید اشرفی اصفهانی کبود راهنگ

کتابخانه و فعالیتهای فرهنگی
کتابخانه عمومی شهید اشرفی اصفهانی کبود راهنگ

این وبلاگ جهت اطلاع رسانی خدمات به اعضا و سایر فعالیتهای فرهنگی انجام شده در کتابخانه ایجاد شده است

کتاب تنور

يكشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۴۸ ق.ظ


تنور و داستان‌های دیگر

 

نویسنده:‌ هوشنگ مرادی کرمانی

 

انتشارات:‌ معین

 

تعداد صفحات: ۱۵۶

 

بعضی داستان‌ها آن‌قدر لطیف و روح‌بخش است که هرچند سال هم که داشته باشی، می‌توانی سوار بر بال‌های قدرتمند خیال همراهشان به دوردست‌های دلخواه سفر کنی، دوردست‌هایی که شاید هرگز پای جسمت به آنجا نرسیده؛ اما آن‌گونه با تو آشنا و صمیمی‌اند که گویی سال‌هاست با آن‌ها معاشر و مأنوس هستی.

داستان‌های «هوشنگ مرادی کرمانی» نویسنده‌ شهیر و نام‌آشنای ایرانی از لطیف‌ترین داستان‌هایی است که در حوزه‌ ادبیات فرهنگ مردم ایران با زبانی ساده و خودمانی نوشته شده و نه‌تنها در کشور ما که در سراسر جهان طرفداران بسیاری دارد. نوشته‌های ساده و کلام شیرین مرادی کرمانی، شناسنامه‌ ادبیات معاصر کودک و نوجوان ایران در جهان است. جایزه‌ جهانی هانس کریستین اندرسن، جایزه‌ کتاب سال ۱۹۹۴ کودکان و نوجوانان اتریش، سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه‌ دوازدهمین جشنواره‌ فیلم فجر، جایزه‌ مهرگان ادب، عنوان نویسنده‌ برگزیده‌ کشور کاستاریکا و جایزه‌ خوزه مارتینی در سال ۱۹۹۵ از جمله جوایزی است که آثار این نویسنده‌ بزرگ کرمانی به خود اختصاص داده است

«تنور و داستان‌های دیگر» شامل ۱۶ داستان کوتاه جذاب است که هریک دنیایی از عاطفه و احساس پیش روی خواننده می‌گشاید و پشیمانی از خواندن این کتابِ اثر هوشنگ مرادی کرمانی، خالق داستان‌های مجید، محال به نظر می‌رسد

در داستان‌های کوتاه این کتاب، از نزدیک با محرومیت‌ها، گذشت‌ها، قناعت‌ها، مهربانی‌ها، سخاوت‌ها، ساده‌دلی‌ها، قهرها و آشتی‌های مردمانی صمیمی، آشنا می‌شویم و البته زشتی تنگ‌نظری، چشم‌وهم‌چشمی‌ و تقلیدهای کور و اعتقادات خرافی را نیز به‌روشنی درک می‌کنیم. بسیاری از داستان‌های کوتاه این مجموعه دست‌مایه‌ فیلم‌های سینمایی و داستانی موفق قرار گرفته است.

در بخشی از داستان «شیر» این کتاب می‌خوانیم: «تو کوچه‌های آبادی با همان کلاه می‌رفتم و مادرها از سر دیوار باغ‌ها و از پنجره‌ خانه‌ها نگاهم کردند. چشمشان که به من و کلاه نارنجی «بدبخت» می‌افتاد، فوری سرشان را پشت دیوار قایم می‌کردند... خواهر و برادرها هم نگاه‌های ناجوری به من و کلاهم می‌انداختند و هیچ‌کس نبود که با من همدلی کند و بگوید مادر یا خواهر و برادر من است!

«تنور و داستان‌های دیگر» نان داغ سفره‌ کتابخوانی کتاب‌خوان مردادماه شده است؛ در اسرع وقت به کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور مراجعه کنید و بهره‌مندی از این خوان بابرکت را از دست ندهید.


  




  • جمشید چایانی - فرشته پیری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی